وبلاگ شخصي حسين رضازاده
مدرس دوره های آموزشی مدیریت و رفتار سازمانی

شایسته‌سالاری را از کجا باید آغاز کرد؟

شایسته‌سالاری یکی از بنیادی‌ترین اصول حکمرانی و مدیریت منابع انسانی است. امروزه هیچ سازمانی نمی‌تواند با اتکا به روابط، سلیقه‌های شخصی یا فشارهای بیرونی، به بهره‌وری، نوآوری و مزیت رقابتی پایدار دست یابد. هنگامی که کارکنان اطمینان داشته باشند معیار جذب، ارتقا و انتصاب، شایستگی و عملکرد است، انگیزه، اعتماد و سرمایه اجتماعی سازمان نیز تقویت می‌شود.

با وجود این، واقعیت آن است که در بسیاری از سازمان‌های ایرانی، شایسته‌سالاری هنوز با چالش‌های جدی روبه‌رو است. در مواردی، روابط شخصی، سفارش‌ها، سهم‌خواهی‌های گروهی یا فشارهای بیرونی بر ضوابط حرفه‌ای غلبه می‌کند. پیامد چنین وضعیتی تنها انتخاب افراد نامناسب نیست؛ بلکه تضعیف اعتماد کارکنان، کاهش انگیزه نیروهای توانمند، افت بهره‌وری و فرسایش تدریجی فرهنگ سازمانی است.

اما شایسته‌سالاری را باید از کجا آغاز کرد؟

پاسخ روشن است؛ «از دروازه ورود به سازمان.» اگر فرآیند جذب و استخدام بر پایه شایستگی نباشد، سایر نظام‌های مدیریت منابع انسانی مانند آموزش، ارزیابی عملکرد، جانشین‌پروری و ارتقای شغلی نیز به تدریج کارایی خود را از دست خواهند داد. اصلاح خطاهای استخدامی، بسیار پرهزینه‌تر از پیشگیری از آنهاست.

یکی از باورهای نادرست این است که رعایت شایسته‌سالاری فقط برای انتخاب مدیران یا مشاغل تخصصی اهمیت دارد. در حالی که هر شغلی، صرف‌نظر از جایگاه سازمانی آن، نیازمند شایستگی‌های متناسب با خود است. راننده، مسئول دفتر، نیروی خدمات، نگهبان یا اپراتور نیز باید بر اساس معیارهایی مانند مسئولیت‌پذیری، امانتداری، قانون‌مداری، مهارت ارتباطی، رازداری و تناسب با شغل انتخاب شوند.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‌شود که برخی افراد از طریق سفارش یا فشار مقامات داخلی و بیرونی وارد سازمان می‌شوند. تجربه بسیاری از سازمان‌ها نشان می‌دهد این افراد معمولاً همان شبکه‌های حمایتی را در طول خدمت نیز حفظ می‌کنند. در نتیجه، ممکن است بدون برخورداری از شایستگی‌های لازم، سریع‌تر از مسیرهای معمول ارتقا یابند و به مسئولیت‌هایی دست پیدا کنند که تناسبی با توانمندی‌های آنان ندارد.

آسیب اصلی این وضعیت، صرفاً حضور یک فرد فاقد صلاحیت در یک جایگاه نیست؛ بلکه پیامی است که به سایر کارکنان منتقل می‌شود: اینکه برای پیشرفت، رابطه مؤثرتر از شایستگی است. این پیام، انگیزه یادگیری، تلاش و عملکرد را تضعیف می‌کند، اعتماد به نظام منابع انسانی را از بین می‌برد و در بلندمدت، سازمان را از مهم‌ترین سرمایه خود، یعنی نیروهای توانمند و باانگیزه، محروم می‌سازد.

شایسته‌سالاری یک شعار نیست؛ زنجیره‌ای است که از جذب آغاز می‌شود، در ارزیابی عملکرد استمرار می‌یابد و در انتصاب و ارتقای شغلی تکمیل می‌شود. این زنجیره تنها به اندازه ضعیف‌ترین حلقه خود استحکام دارد. اگر نخستین حلقه، یعنی استخدام، بر پایه روابط شکل گیرد، انتظار شکل‌گیری سازمانی حرفه‌ای، پاسخگو و کارآمد، انتظاری واقع‌بینانه نخواهد بود.

«شایسته‌سالاری از اتاق مدیرعامل آغاز نمی‌شود؛ از درِ ورودی سازمان آغاز می‌شود. اگر نخستین انتصاب بر پایه رابطه باشد، آخرین ارتقا نیز به سختی بر پایه شایستگی خواهد بود.»



ارسال در تاريخ توسط ح. رضازاده

اسلایدر